سه‌شنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٦

 

 

نوستالژیکترین کار دنیا
....
....
....
خریدن بلیط یک طرفه

 

 

دوشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳۸٦

تهرون

 

از این شهر متنفرم.
از این خیابانهای عزیز بیزارم.
لعنت بر این شهر دوست داشتنی.

 

 

شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٥

 

 

پرهیگاری یعنی این که وقتی رفتی سینما بتونی چس فیلت را تا آخر فیلم نگه داری.

 

 

سه‌شنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٥

 

 

تو میوه فروشی کارتنهای کیوی گذاشته بود

روش نوشته بود مخصول ایران

انگار فامیلام را دیدم!

 

 

شنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٥

 

 

به قولم عمل کردم و گریه نکردم.

اینها چیه؟

آها! چیزه.

 دیشب پرویز یاحقی فوت کرده

 

 

پنجشنبه ٢۸ دی ،۱۳۸٥

سوال: اگر اين پمپ بنزين دم خونه شما بود جه ميکردين؟

 

 

 

پنجشنبه ٦ مهر ،۱۳۸٥

 

 

اگر فراق نمیبودی مرا کی قدر تو دانستی

ای جیگر.........

 

 

سه‌شنبه ٤ مهر ،۱۳۸٥

برگشتم

 

فقط جهت شروع مجدد
هر چند میدونم تکراری است

از مولانا که میگوید

مرد آن باشد که در ناخوشی، خوش باشد
در غم، شاد باشد
زیرا که داند آن مراد در بی‌مرادی پیچیده است
در آن بی‌مرادی امید مراد است
و در آن مراد غصه رسیدن بی‌مرادی

 

 

دوشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٤

 

 

عشق يه جور بازيه.
يه بازی قانونمدار.
اولين قانونش اينه که
نقشی رو که از اول انتخاب کردی تا آخر بری
وسط بازی عشق
عين وسط يه تئاتر حرفه‌ای
نميشه نقش عوض کرد

تعدادی از نقشهای مورد علاقه من:
ناصح مشفق
دانای کل
بچه کوچولوی حرف گوش کن
بچه کوچولوی شيطون حرف گوش نکن
شاه
رعيت
لوس خودخواه
جوجه اردک زشت
بزرگوار
هرزه شيرين
پيشی نازی
آغوش گرم

انتخاب چند نقش همزمان بلامانع است.

 

 

یکشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٤

 

 

مسيح رستگاری خود را مديون پونتيوس است.
چرا کسی نيست تا تاج خار بر سرم بگذارد؟
من رخسارم را غرقه در خون می‌خواهم.
کسی نيست که تاب سوراخ کردن دستان با ميخ را داشته باشد؟
ديگر کسی را مصلوب نمی‌کنند؟
چه کس  به خود اجازه داد، تبليغ عليه خشونت را آغاز کند؟
ادبيات با نرم کردن دلها و دستها و زبانها،
لذت شکنجه شدن و بخشوده شدن را از بشر گرفت.

ديگر هيچ کس رستگار نخواهد شد!

 

 

دوشنبه ٤ مهر ،۱۳۸٤

 

 

اگر در تاريکی مطلق
مقابل تونلی روشن بايستی
که از آن
نوری کور کننده به صورتت پاشيده می‌شود.
کرم شب‌تاب کنار جاده را نخواهی ديد.

وظيفه کرم شب‌تاب اين است که از آنجا برود.

 

 

شنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٤

 

 

زندگی می‌کنم به عشق آن چند لحظه، 
بعد از خواب، قبل از بيداری.
من هر روز پايان داستان خوابم را خودم می‌سازم
در همين اندک دم.
زمانی که اختيار مطلق جهانم را دارم.
زمانی که هر چه می‌خواهم دارم، که تو را دارم.
زمان نشئه‌گی بی‌خماری.

 

 

پنجشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸٤

 

 

چه سخت به من مياموزی
بی تو
  با تو زندگی کردن را

و اين چيست؟
آزمونی ديگر؟

ايمانت به من
ايمانم است.

 

 

دوشنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸٤

 

 

توصيه من به شما جوانان مجرد اين است که از مشاهده اين برنامه تلويزی "هزار کير نخورده" جدا خودداری نمايند.
حالا هر چی....
دعوا، ‌قهر، آشتی، کتک، بی‌آبرويی....
اينا يه ورش.
ولی اگه کسی نباشه صبحها نافت را ماچ کنه تا خواب را بيرون بکشه
ميدونی چقدر سخته تا آخر روز تو دنيای خواب غوطه ور بودن!!

 

 

شنبه ۸ امرداد ،۱۳۸٤

 

 

شما واجد صلاحيت احراز اين شغل نيستين
                 چون زن هستين
شما واجد صلاحيت پذيرش در اين رشته نيستيد.
                 چون هيچ سهميه‌ای نداريد
شما واجد صلاحيت عبور از اين در نيستيد.
                 چون از قد و وزن استاندارد برخوردار نيستيد.
شما واجد صلاحيت اين عشق نيستيد
                چون اينی هستين که هستين

ای دل غمين باش که هيچ‌اش به کوشش ندهند.

 

 

سه‌شنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٤

 

 

ای روح بزرگ
تو که لولوی پشت آينه رو ديدی و
نترسيدی و ...
نلرزيدی و ...
و او را رام کردی و ...
آرام کردی و ...
به دام کردی...

نذاری بری ها!!

 

 

جمعه ٢٤ تیر ،۱۳۸٤

 

 

ديشب بعد از مدتها از اون پيچی رد شدم که خوشت ميومد
چقدر قشنگ‌تر از قبل شده بود
حساب کن درختها و سبزه‌هاش حداقل ده سال پيرتر شدن
واسه بازه کوتاهی از زمان
به خودم گفتم يه عکس از اينجا واست بفرستم
که يادم اومد
نميشه واسه مرده‌ها عکس فرستاد

نمی‌شه؟

 

 

شنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٤

 

 

تکرار، تکرار، تکرار
تکرار شيرين، بازت می‌خوانم
ميدانی چرا از تو گزيران است؟
چون به جای لذت
performance با شکوه را می‌جويد.
و شکوه، مکرر نمی‌شود.
و لذت مکرر می‌شود.

 

 

پنجشنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸٤

Paradoxical View

 

تضاد مادر زيبايی است.
زيباترينم
ديدن دستان گستاخ توست
در کنار چشمان شرمگين‌ات.

 

 

یکشنبه ۱٢ تیر ،۱۳۸٤

 

 
 

 

 

ظ„ظˆع¯ظˆ

>





 HOME
 ARCHIVE
حيوونا

ميمون بی مغز

کروکوديل پرنده
خرخاکی
مارمولک

داروها

ليتيوم
استامينوفن
اسید

آقایونیا

Variance
فانی تب دار
نیمه تاریک
شبه آدم
عصیان
تافته
البرز
 

نگاش شيکسه
خراب آباد
noise
ژ

خانومونیا

نيلگون
Happiness
Room At Arles
ساقی با پیاله
كيليمانجارو
Saltarello
روی یخ
عاقلانه
maryami
اين خانه سياه است
moderatocantabile
اراجیف خانوم دکتر
روزنه سرد عبوس

هیولا
پرگلک
عالیجناب منتقد

 

 

دیگه نمی نویسن

عاليجناب کرم
sweet coma
Sex Murder Art
sylvan
تینا
اتاقی از آن خود
unsteady mind
Meine Domen!

فکرهای عجیب

   

 

 

 

 

 

 

 

 

Persian Blog